محمد مهدى ملايرى
360
تاريخ و فرهنگ ايران ( فارسى )
و به همين سببها بود كه نويسندگان و شعرا براى غنىتر ساختن آثار خود از مثلهاى فارسى هرچه بيشتر بهره مىجستند و آنها را در آثار خود جمع مىكردند . چنان كه نوشتهاند در ديوان صالح بن عبد القدوس ، يكى از شعراى عربىگوى هزار مثل از اعراب و هزار مثل از ايرانيان جمع شده بود . « 1 » آنچه در كتابهاى ادبى دربارهء محاسن اين صنعت و ذكر مثلهاى خوب و بجا ذكر شده هرچند بيشتر متوجه محاسن كلامى و جنبههاى ادبى اين هنر است و كمتر به جنبههاى ديگر آن و از جمله جنبههاى سياسى و اجتماعى آن متوجه شده در صورتى كه آن جنبههاى ديگر اثر بيشترى در رونق و شكوفائى اين هنر و مبادرت دبيران و وزيران در آموختن و فراگرفتن هرچه بيشتر از آن مثلها و حكايتها داشتهاند . « جهشيارى در حالات يحيى برمكى وزير هارون الرشيد نوشته كه يحيى در هنگامى كه از هارون رفتارى ناشايست مىديد و مىخواست او را از آن بياگاهاند زشتى آن رفتار را به رخ او نمىكشيد بلكه در فرصتى مناسب در ضمن مثلها و حكايتهايى كه از پادشاهان يا خلفاى گذشته نقل مىكرد زشتى آن رفتار و وجوب ترك آن را به او مىفهماند . » « 2 » نكتهاى كه جهشيارى در سرگذشت يحيى برمكى و هارون الرشيد ذكر كرده منحصر به آن دو تن نيست ، اين سرگذشت همه وزيران و دبيران با عقل و تدبير است كه در طول تاريخ با حاكمانى خودپرست و تندخو و پرزور و كمخرد سروكار يافته و به حكم وظيفهاى كه در اداره امور مملكت داشتهاند مىبايستى آنها را از كارى ناشايست بازدارند و به كارى نيك وادارند ، و به همين سبب با همه لطائف الحيل و از آن جمله ذكر همين مثلها و حكايات مىكوشيدهاند تا آنها را به راه صواب بكشانند و اگر در مواردى توفيق يافتهاند در موارد ديگر ناكام مانده و حتى جان خود را هم از دست دادهاند . بههرحال اينگونه امثال و حكايات را در تاريخ شرق گذشته از جنبه ادبى از لحاظ سياسى و اجتماعى نيز
--> ( 1 ) . احمد امين ، ضحى الاسلام ، 1 / 190 بنقل از مجموعهء رسائل طبع الجوانب ، ص 2118 . ( 2 ) . جهشيارى ، الوزراء و الكتاب ، ص 203 .